عبد الحسين نوايى

32

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

با خود موافق نمودند ، دسايس و آنتريكهاى دامنه‌دارى بر ضد مجلس و دولت ( كه در اين هنگام تكيه به مجلس داشت ) آغاز كردند كه شرح جزئيات آن طولانى است و به طور اجمال به پاره‌اى از آنها اشاره مىشود : 1 - دشمنان مشروطه را در نقاط مختلف مملكت تشويق نمودند كه نظم و امنيت را مختل سازند . مثلا شاه قاجار براى شيخ محمود ورامينى خلعت فرستاد و همان ايام انتشار يافت كه نامه‌اى به خط خود شاه به دست دولت افتاده كه در آن نامه محمد - على شاه به پسران سپهدار در تنكابن دستور داده بود كه آشوب و بلوائى برپا نمايند 2 - به مأمورين انتظامى دستور داده بودند كه در انجام وظائف خود سهل - انگارى نمايند تا نظم و امنيت مختل گردد . اين جريانات در مجلس مورد بحث قرار گرفت و حاجى محمد تقى در يكى از جلسات اظهار كرد « پريشب جنب مسجد سپهسالار ديدم چند نفر مست مردم را جلو كرده‌اند . فراشها ايستاده بودند و اقدامى نمىكردند . گفتم چرا جلوگيرى نمىكنيد . گفتند به ما دستور داده‌اند كارى نداشته باشيد » . 3 - در نتيجهء تحريكات درباريان ، در منزل سيد على آقا يزدى هم چادرهائى برپا نموده و مستبدين اجتماعاتى بر ضد مشروطه‌خواهان تشكيل داده بودند و در ميدان توپخانه هم سربازان فوج امير بهادر و قاطرچىها و شتردارهاى دربارى اجتماعى بر ضد مشروطه برپا كرده بودند كه حتى مرتكب قتل‌نفس هم در آنجا شدند . مجلس و دولت در اين گيرودار و تحريكات همچنان به كار خود مشغول بودند و براى هروزارتخانه در مجلس براى نخستين‌بار كميسيونى تشكيل شده بود و كميسيون مالى هم كماكان به كار خود و تعديل بودجه و كسر حقوقها و قطع مستمريها مىپرداخت و در همين ايام بود كه زنان ناصر الدين شاه هم به عنوان اعتراض قطع مستمريهاى خود در مجلس تحصن اختيار كردند . ناصر الملك كه اوضاع و احوال را بدين منوال ديد و متوجه شد در دنبالهء